این جمعه هم دوستان از مثنوی خواندند:
رضا:
آنچِ حقست اقرب از حبل الورید
تو فکنده تیرِ فکرت را بعید
ای کمان و تیرها بر ساخته
صید نزدیک و تو دور انداخته
هرکه دوراندازتر او دورتر
وز چنین گنجست او مهجورتر
"مثنوی معنوی"
در خودشناسی جهت حرکت به یک " سو" است و آن :
دیدن واقعیت بدون برچسب گذاری و تفسیر و تعبیر از طریق شناخت مکانیزم ذهن . یا دیدن واقعیت همانگونه که هست و با آن یکی شدن ( تجربه وحدت و سکوتِ درونی ) است.
این در حالیست که تمام حرکاتِ ذهنِ آلوده به هویت فکری (افکار ، احساسات، خواسته ها و امیال ) در جهتِ مخالف است . یعنی این ذهن ، با انواعِ ترفندها و حیله ها ( مقایسه کردن ، ملامت کردن ، برچسب گذاری ، پشیمانی از گذشته ، پریشانی و سناریو نویسی برای آینده و ... ) در جهتِ تفسیر و تعبیر واقعیت است و می کوشد تا انسان را از واقعیت و اکنون دور سازد و به این وسیله رنج و خشم را بر روح و روان حاکم سازد. هرقدر ذهن آلوده تر به هویت فکری باشد فاصله اش از واقعیت و اکنون بیشتر و در نتیجه رنج هم بیشتر است و بالعکس.
۱ نظر:
عالی عالی...شاد و موفق باشید و رها از ذهن...
ارسال یک نظر